الگوی شماره 1 - راهبرد احیای فرهنگ عاشورا .

الگوی شماره 1 - راهبرد احیای فرهنگ عاشورا .

     حضرت امام خمینی رحمة الله علیه طی سخنانی در آخرین روزهای ماه ذی الحجه بشدت شاه را مورد حمله قرار داده و مسئولیت تمام حوادث را متوجه وی کردند و فرمودند : 

    « اعلیحضرت با دیانت اسلام مخالف است ؟ واقعاً با قرآن مخالف است ؟ .... اگر مخالف نیستند ، پس چرا جلوگیری نمی کند از این وحشیگری ها ؟ چرا تودهنی نمی زنند به این شهربانی ها ، به این سازمانها ، به این نخست وزیرها ؟...آقا نمی شود سلطان اسلام با اسلام مخالف باشد ، نمی شود این ، اگر نیستند بگویند ، اظهار نظر کنند ، اظهار تاسف کنند ؛ این مردک آمده است ریخته مدرسه فیضیه را خراب کرده است....» (1)

     ماه محرم از راه می رسید و رژیم تردید نداشت که در این ماه سخنگویان مذهبی پیرو امام خمینی رحمه الله علیه از جنایتهای دستگاه سلطنت سخن خواهند گفت . ساواک برای پیشگیری از آنچه در وقوعش شکی نبود ، جمعی از گویندگان مذهبی را احضار کرد و با تهدید و ارعاب ، به آنان تذکر داد که:

     1- برضدشخص اعلیحضرت سخن نگویند .2- از اسرائیل و آنچه مربوط به اسرائیل است چیزی نگویند .3- نگویند اسلام و قرآن درخطر است و دستگاه را ضداسلامی نخوانند .

     اما رهبری بیدار نهضت تمام قوا را جمع کرد تا محرم صورت واقعی خود را بازیابد و درپیامی به وعاظ و گویندگان دینی و هیئت های عزاداری چنین هشدار دادند :

     « ...این التزامات علاوه بر آن که ارزش قانونی نداشته و مخالفت باآن هیچ اثری ندارد ، التزام گیرندگان مجرم و قابل تعقیب هستند...سکوت در این ایام، تایید دستگاه جبار و کمک به دشمنان اسلام است... » (2)

     حضرت امام رحمه الله علیه همچنین طی نشستی با علمای قم پیشنهاد می کند که با استفاده از فرصت عاشورا ، هر یک از علما برای ده ها هزار زواری که از اطراف و اکناف به قم آمده اند ، سخنرانی ، روشنگری و افشاگری نمایند و حقایق را به گوش مردم برسانند . این پیشنهاد با استقبال همه علمایی که در آن نشست حضور داشته اند روبه رو شد .

     صبح روز عاشورا ، رئیس ساواک قم ، خود را به حضرت امام رحمه الله علیه می رساند و پس از معرفی خود اظهار کرد :

     « من از طرف اعلیحضرت مامورم به شما ابلاغ نمایم که اگر بخواهید در مدرسه فیضیه سخنرانی کنید ، کماندوها را به مدرسه می ریزیم و آن جا را به آتش و خون می کشیم » حضرت امام رحمه الله علیه بی درنگ و با قاطعیت پاسخ می دهد : « ما هم به کماندوهای خود دستور می دهیم که فرستادگان اعلیحضرت را تادیب نمایند » (3)

     آقای ابهری پیشکار آیت الله شریعتمداری برای ضربه زدن به نهضت اسلامی و انقلابی امام رحمه الله علیه نیز به ساواک قم چنین رهنمود می دهد :

     « بعداز ظهر عاشورا درب مدرسه فیضیه قفل شود و چند تن از ماموران انتظامی در داخل و پشت بام باشند و از ورود اشخاص جلوگیری کنند {در این صورت} خمینی از رفتن به مدرسه فیضیه منصرف می شود ، اگر لازم شود چند تیر هوایی شلیک شود و موضوع به کلی منتفی خواهد شد . اگر خمینی به مدرسه فیضیه برود ، جنجالی به پا خواهد کرد » (4).

     تماس تلفنی آقای شریعتمداری با حضرت امام رحمه الله علیه که گفته بود :

     « هزاران کماندوی مسلح و زره پوش در خارج قم مجهز و آماده حمله به مدرسه فیضیه هستند » ، (5) نیز خللی در تصمیم حضرت امام رحمه الله علیه به وجود نیاورد .

     یاران امام وقتی آن عزم خلل ناپذیر را دیدند دست به کار شدند تا مقدمات کار را فراهم کنند ، حفاظت از جان حضرت امام رحمه الله علیه مهمترین دغدغه دوستان بود ، لذا چهارصد نفر از جوانان رشید قم از محله های مختلف انتخاب شدند . (6)

     طلاب جوانی که در محضر آن حضرت تلمذ می کردند ، ناشرین تفکر اسلامی در سراسر کشور بوده و وظیفه داشتند برای احیای ارزشهای اسلامی در پرتو رهبری حضرت آیت الله خمینی رحمه الله علیه آمادگی عمومی ایجاد کنند .

     یک سال پس از آنکه حضرت امام خمینی رحمه الله علیه  حرکت روحانیون را از قالب پند و اندرز خارج نموده و با اعتراض علیه تصویب نامه انجمنها ، قوانین مصوب حکومت را به زیر سئوال بردند ، در محرم سال 1342 ، عاشورا پس از سالها ، مفهوم خود را بازیافت .

     نتیجه بررسی های ماموران دولتی حاکی از آن بود که نهضت روحانیت قصد دارد از مجالس وعظ و خطابه در ایام محرم ، جهت ترغیب مردم به مخالفت با اصلاحات ارضی و معرفی شخصیت حضرت امام خمینی رحمه الله علیه  بهره ببرند . (7)

    سرلشکر پاکروان ، رئیس سازمان اطلاعات به ساواکهای سراسر کشور دستور داد در تمامی شهرها و روستاهای دور و نزدیک ، از پخش هرگونه اعلامیه و عکسی که به آیت الله خمینی رحمه الله علیه مربوط باشد ، جلوگیری کنند و عناصر محرک را نیز در این زمینه شناسایی و دستگیر نمایند .

     تک تک روحانیونی که در آن سال بنا بود مجلس وعظ داشته باشند ، می بایست التزام نامه ای را امضا می کردند و به موجب آن متعهد می شدند از « ایراد بیانات خارج از برنامه مذهبی » ، ذکر نام آیت الله خمینی رحمه الله علیه و انتقاد از اصلاحات ارضی ، اجتناب کنند . (8)

     اما انتشار اعلامیه حضرت امام خمینی رحمه الله علیه خطاب به گویندگان اسلامی و سران هیاتهای عزاداری همه تهدید و تطمیعهای دستگاه حکومت را بی اثر ساخت . در دهه اول محرم آن سال ، اغلب واعظین ، به رغم تعهداتی که سپرده بودند ، نظام استبدادی پهلوی و عوامل آن را مورد حمله قرار داده و نابسامانیهای جامعه را متذکر می شدند .

     با نزدیک شدن عاشورا ، خروش مردم فزونی می یافت . توده های مسلمان انقلابی ، آن سال محرمی دیگر را تجربه می کردند و چنین به نظر می رسید که در سالروز قیام سرور آزادگان ، فرصتی برای اظهار خشم و نفرت خود به حکومت جائر پهلوی یافته اند . روز عاشورا ، مقارن با 13 خرداد ، حدود صد هزار نفر از مردم تهران ، در حالی که عکسهای امام راحل را در دست داشتند ، به خیابانها ریختند .

     هیاتهای سینه زنی در نوحه هایشان به مسایل سیاسی می پرداختند . رویداد حادثه فیضیه که در دوم فروردین آن سال رخ داده بود ، بیش از همه مورد توجه عزاداران حسینی بوود و درباره آن شعارهای زیر به گوش می رسید :

قم گشته کربلا/ هر روز است / عاشورا / فیضیه قتلگاه/ خون جگرعلما / واویلا،واویلا /شد موسم یاری مولانا خمینی .

     مردم برا ی نخستین بار علیه اسرائیل به طور علنی شعار می دادند و دسته های عزاداری چنین می خواندند :

     عمال اسرائیلی رسوا/ کشتند از کین بی پناهان را / در تربت اعلا / شد موج خون برپا. (9)

     و جالب آنکه به گزارش ساواک در تمام مدتی که دسته ها در حال حرکت و شعارگویی بودند ، مامورین انتظامی و پلیس ، هیچ ممانعتی در مقابل آنها انجام نداده و اگر افسر یا پاسبانی به طور تصادفی با آنها برخورد می کرد « راه خود را تغییر داده و خود را از نظر مخفی می کرد »

     تظاهر کنندگان که ساعت 8 صبح حرکت خود را از مدرسه حاج ابوالفتح واقع در میدان شاه سابق آغاز کرده بودند ، حدود ساعت 1 بعد از ظهر ، پس از یک راهپیمایی طولانی به مقابل کاخ مرمر رسیدند . اما طی این مسافت نه تنها از شور و هیجان آنها نکاسته بود ، بلکه چنان شهامت و جسارتی به جمعیت داد که در مقابل محل اقامت شاه ، شعارها به طرزی بی سابقه اوج گرفت و سیل خروشان تظاهر کنندگان یک صدا فریاد می زد « مرگ بر دیکتاتور » .

     وضع عزاداری در تهران بسیار بی سابقه و در دستجات و مجالس روضه خوانی تعداد زیادی جمعیت شرکت می کرد که شاید در ده سال اخیر بی سابقه بود . (10)

     بر اساس این گزارش شعارگویی به نفع آیت الله خمینی رحمه الله علیه و عکس و نام ایشان در همه جا سمبل و شعار اصلی مخالفین بود .

      در مجالس عزاداری به دولت و حتی رژیم سلطنتی حمله می شد و سخنرانان مذهبی این فکر را به مردم ارائه می دادند که :

1. هیات حاكمه می خواهد دین اسلام را از رسمیت بیندازد .

2. در لندن ، بهاییهای دنیا تصمیم گرفته اند در ایران سلطنت حقه تشکیل دهند و حکومت را در دست بگیرند .

3. می خواهند یهودیها را بر مسلمین مسلط کنند . (11)

     در ایام محرم آن سال ، هیچ یک از روحانیون و وعاظ ، طبق قرار قبلی ، در مجلس روضه خوانی کاخ گلستان شرکت نکردند . این امر اعتماد و اتحاد محکمی میان روحانیون ایجاد کرد و چون به حمایت مردم اطمینان داشتند ، همه جا چه در منابر و چه در برخورد با دیگران با شجاعت خاصی اظهار می کردند که «هر چه از سازمان امنیت به ما تلفن کردند ، هر چه تهدید و تطمیع کردند ، ما نرفتیم و در مراسم سوگواری دربار شرکت نکردیم »

     مامور ویژه ساواک در گزارش خود می افزاید مردم شماره حساب 10 بانک صادرات قم و 3128 بانک ملی قم را جهت دریافت کمکهای مالی برای تجدید ساختمان فیضیه اعلام کرده اند و ظرف چند روز حدود یک میلیون تومان ( معادل 150000 هزار دلار ) پول به این حسابها واریز شده است .

     صبح روز یازدهم محرم ، بار دیگر مسجد امام خمینی رحمه الله علیه {شاه سابق} مملو از جمعیت شد و شور حسینی یک بار دیگر جمعیت را تا مقابل کاخ مرمر کشاند . در واقع عزاداری ماه محرم به تظاهرات سیاسی علیه دولت و رژیم شاه تبدیل شده بود و گویا پایانی برای آن وجود نداشت . حتی خبرنگاران خارجی که جریان بی سابقه تظاهرات مردمی را از نزدیک مشاهده می کردند متوجه شده بودند که محرم امسال چه اندازه با سالهای گذشته متفاوت است .

     استقبال چشمگیر توده مردم از این سخنرانیها ، بیش از همه شاه و هیات حاکمه را وحشت زده و نگران کرده بود . دستگاه جاسوسی رژیم بارها با سخنگویان مذهبی وارد مذاکره شد و از آنان خواست تا دست کم در حمله و انتقاد و اعتراض به حکومت ، حد و مرزی قایل شوند ، تا پیش از روز عاشورا نیز دربار تمام نیروی خود را برای بازداشتن از نطق تاریخی حضرت امام رحمه الله علیه به کار برد و از هر طریق ممکن سعی کرد ایشان را از ایراد سخنرانی منصرف نماید . (12)

     ولی امام راحل در مقابل موج رعب و وحشت دستگاه حکومتی سرسختانه مقاومت کرد و نه تنها از سخنرانی صرف نظر ننمود ، بلکه طی آن رسماً رویاروی شاه قرار گرفته و او را « بدبخت » و « بیچاره » نامید . شاه هم وقتی دید طرف او در نبرد کسی است که با تهدید و تطمیع از میدان بیرون نمی رود ، چاره ای جز دستگیری حضرت امام خمینی رحمه الله علیه ندید ، هر چند می دانست این کار توهین به مرجعی است که حمایت توده مردم را پشت سر خود دارد و برای او و حکومتش ارزان تمام نخواهد شد .

     شاه در توطئه یورش به فیضیه شکست خورده بود ، پس تصور می کرد بهتر است این بار جلوی حرکت را از سرچشمه بگیرد . او یا می بایست در برابر قیام مردمی که در مقابل کاخ مرمر یک صدا علیه او فریاد می زدند ، تسلیم می شد و از تاج و تخت خود می گذشت و یا تمام ژستهای اسلامی خواهی و کرامات معنوی اش را به فراموشی می سپرد و حریم یک مرجع مذهبی را مورد تجاوز قرار می داد.  و محمدرضا شاه ، راه دوم را برگزید .

     عصر عاشورا فرا رسید ، امام خمینی رحمه الله علیه عازم مدرسه فیضیه شدند ، هزاران تن از مردم قم و شهرستانها ، گرد ایشان حلقه زده بودند . شعار« خمینی،خمینی » قم را به لرزه درآورده بود .

     امام رحمه الله علیه پس از ورود به مدرسه ، در میان ابراز احساسات پرشور دهها هزارتن از افرادی که در مدرسه اجتماع کرده بودند ، بر منبر قرار گرفتند و نطق پر شور و تاریخی خود را آغاز کردند . امام خمینی رحمه الله علیه در نطق آتشین خود حکومت پهلوی را با بنی امیه و یزید مقایسه کردند و ضمن حمله به اعمال خلاف و جنایت های رژیم پهلوی مانند حمله به فیضیه ، برگزاری رفراندوم اصول ششگانه خطاب به شاه گفتند ؛ « چهل و پنج سال از عمرت میگذرد ، یک کمی تامل کن ، کمی عبرت بگیر!....

بدبخت!....بیچاره!....» (13)

پینوشتها :

(1)دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای .

به نشانی :

http://farsi.khamenei.ir/sahifeh-content?id=13074

 (2)دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای .

به نشانی :

http://farsi.khamenei.ir/sahifeh-content?id=13083

(3) کوثر، جلد 1 ، صفحه 85 .

(4) اصغرحیدری ، « آیت الله شریعتمداری به روایت اسناد » ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، تهران 1388 ، صفحه 26.

(5) کوثر ، جلد 1 ، صفحه 85.

(6) روح الله حسینیان ، « سه سال ستیزمرجعیت شیعه » ،صفحه325.

 (7)بایگانی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی"پرونده اسناد محرم وصفر، سند24/2/42"

(8)حمید روحانی" نهضت امام خمینی (ره) " جلد1 ، صفحه462 .

(9)بایگانی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی."پرونده اسناد محرم و صفر،سند13/3/42"

(10) همان .

(11) همان سند .

 (12) حمید روحانی" نهضت امام خمینی (ره) "جلد1 ، صفحه492 .

(13) صحیفه امام ، جلد  1، صفحه های 46- 47

منوی اصلی